menu
صفحه اصلی
اخبار
تماس با ما
لینکهای مرتبط
آب
گالری تصاویر
Example Frame
افراد آنلاین 649
تعداد بازدیدکنندگان 966339
مهمترین فاکتور در یک پوستر جشنواره ای، علاوه بر جذابیت، مفهوم مستتر در آن است.
23 فروردين 1394

saj-1-1.jpg


آقای علی سجادیه، کارشناس ارشد ارتباط تصویری از دانشگاه تهران است. وی مدرس دانشگاه و عضو رسمی انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران (IGDS) می باشد و تا کنون در نمایشگاه های داخلی و خارجی شرکت داشته و جوایز متعددی را کسب کرده است وی همچنین داور جشنواره و نمایشگاه های مختلفی بوده است. آقای سجادیه طراحی پوسترهای اولین و دومین جشنواره جلوه های آب را بر عهده داشته. با ایشان به گفتگو نشسته ایم:

پوسترهای جشنواره، به خصوص جشنواره های موضوعی مانند جشنواره جلوه های آب چه ویژگی هایی باید داشته باشند؟

مهمترین فاکتور در یک پوستر جشنواره‌ای علاوه بر جذابیت، مفهوم مستتر در آن است. حس شکوهمندی یکی از آن چیزهایی است که در نشان دادن جذابیت عنصر تصویر کارکرد پیدا می‌کند. وحدت رویه، کادربندی، ترکیب بندی مناسب و لی‌اوت خوب هم از دیگر خصوصیات یک پوستر است. از طرف دیگر پوستر باید گویا باشد و پیامش مبهم نباشد چون قرار نیست مخاطب مسئله‌ای را حل کند. البته می‌تواند در پشت ایده‌پردازی آن، لایه‌های مختلفی وجود داشته باشد اما نباید ایجاد ابهام کند. سادگی در انواع پوسترها وجود دارد و به نظر می رسد وجود این سادگی می‌تواند در برقراری ارتباط با مخاطب موثر باشد.

آیا در برقراری این ارتباط بین مخاطب عام و خاص تفاوتی وجود دارد؟

پاسخ دوسویه است. واقعیت این است که جشنواره‌ها برای ایجاد بسترسازی فرهنگی و هنری در مخاطب عام شکل می‌گیرند. ولی کارگزاران به معنای شرکت‌کنندگان آن محدود به آن کسانی است که از سواد بصری برخوردارند. در این نوع رویدادها یک پوستر فرهنگی که دغدغه فرهنگ سازی هم دارد نباید آنقدر روشنفکرانه و پیچیده باشد که ایجاد ابهام کند و نه آنقدر ساده که دل را بزند. در این میان نقطه تعادلی لازم است. به همین جهت شاید و گاهی بر روی این پوسترها کار هنری خاصی انجام نمی‌شود در هر حال اما باید جذابیت خود را داشته باشد تا در حافظه مردم بنشیند.

در این میان رنگ و نشانه ها در چه جایگاهی قرار دارند؟

رنگ گاهی مهمترین عنصر یک پوستر می‌شود. رنگ می‌تواند با مخاطب حرف بزند. در هویت سازمانی که برای یک جشنواره ارائه می شود، به خصوص اگر چنین جشنواره ای برای اولین بار بخواهد شکل گیرد، رنگ انتخاب شده در میان دیگر عناصر هویتِ سازمانی، می تواند تعیین کننده باشد. اگرچه در برخی از جشنواره‌هایی که برگزار می‌شود، به هویت سازمانی کمتر اهمیت داده می‌شود و این موضوع البته یکی از ضعف‌های بزرگ در پرزانته (ارائه بصری) جشنواره‌ها است. این انتقاد به خود من هم وارد است چون هیچوقت به صورت جدی حضور مدیر هنری و ارائه راهبردها یا خط و مشی بصری در جشنواره  را برای برگزارکننده گوشزد نکرده‌ام و فقط قسمتی از سفارشات را به عهده گرفته‌ام.

فکر می کنید علت اهمیت ندادن به هویت سازمانی چیست؟

امروزه کارها یک وجه تخصصی پیدا کرده‌اند و برای هر کاری حوزه‌ای تعریف شده، از آنجایی که کارهای هنری با سلیقه افراد گره خورده، هنوز که هنوز است این کارها بر اساس سلیقه انجام می‌گیرد. مگر آنکه دبیر جشنواره از یک نگاه جامع‌نگر و چندسویه برخوردار باشد. البته بودجه یک جشنواره در این میان نقش تعیین‌کننده‌ای دارد اما آنقدر گاهی ریخت‌و پاش‌هایی انجام می‌شود که در موضوعیت این مساله تردید ایجاد می‌شود!. معمولاً هزینه‌های زیادی برای دعوت از مهمانان در جشنواره‌ها صورت می‌گیرد اما حاضر نیستند برای جشنواره مدیر هنری مشخص کنند که سلامت فرایند کار و اجرا را تضمین کند. جای مدیر هنری در بسیاری از جشنواره ها خالی است و این نشان می‌دهد که خب ما نیاز داریم باز هم مشق کنیم. در بسیاری از جشنواره‌ها می‌بینیم قسمت‌های مختلف جشنواره در ارائه و برگزاری حوزۀ بصری با یکدیگر هماهنگی لازم را ندارد. تندیس‌ها و لوح‌های تقدیر با کارت‌های دعوت و یا پوستر جشنواره متناسب نیستند. گاهی تندیس مدرن کار شده در حالیکه طراحی لوح های تقدیر سنتی است. حضور یک مدیر هنری در ایجاد وحدت رویه، سازماندهی فضایی بصری و طرح هویت سازمانی در کیفیت برگزاری جشنواره خیلی موثر است تا جهت‌دهی آن مشخص شود و هر کس نخواهد سلیقه شخصی خود را دخالت دهد.

از آنجایی که مخاطب عام ممکن است با گرافیک آشنایی چندانی نداشته باشد چه جنبه‌ای از نگاه مخاطب در طراحی پوستر اهمیت دارد؟

امروز در جهان ارتباطات قرار گرفته‌ایم. تمام مردم چه بخواهند چه نخواهند در یک اتمسفر گرافیکی رشد می‌کنند، از آیکن‌های گوشی‌های موبایل گرفته تا لوگوی اجاق گاز یک خانه. آنچه در این پرسش شما بنظرم مهم جلوه می‌کند کیفیت بصری نمادها و نشانه‌های گرافیکی است. یک طراح و گرافیست مانند تمام افرادی که در زمینه هنرهای تصویری فعالیت می‌کنند رسالتی بر عهده دارد. او می کوشد با خلق طرح‌های نو و تازه به‌طور غیرمستقیم  میزان سواد بصری مردم را بالا ببرد یا در آن مشارکت داشته باشد. پس می‌توان با موضوعات گرافیک، برخوردی خلاقانه داشت. طرحی که طراح گرافیک ارائه می‌کند برای مخاطب باید تازگی داشته و از صورت‌بندی‌های کلیشه‌ای دور باشد تا طرح مساله و یا ایجاد مفهوم جدید از برخورد با موضوع پیدا کند و این مساله، مهمترین مساله در یک پوستر است.

شما طراح پوسترهای هر دو دوره بودید. لطفاً مقایسه ای بین آنها و علت انتخابهایتان برای استفاده از سبک های به کار رفته در آنها داشته باشید

در مورد عنوان و لوگوی جشنواره از خط شکسته نستعلیق استفاده کردم. حس می‌کنم  همه ما به نوعی حس شکوهمندی و خاص بودن جشنواره را با این خط تجربه کرده باشیم یا شاید این تلقی فردی من است. تجربه این حس را در عنوانها یا لوگوتایپ‌های جشنواره فیلم فجر و جشنواره فیلم کودک و نوجوان شاید از سر گذرانده باشیم. اگرچه هرجشنواره‌ای به تناسب موضوعیت خاص خودش، لوگوتایپ‌ جشنواره‌ای خودش را می‌طلبد. فرم‌های جدید (تایپو گرافی) در برخی جشنواره‌ها بجا بوده و خوش درخشیده است اما با برخورد کلیشه‌ای و بدون فکر برای لوگوهای جشنواره موافق نیستم، آنگونه که برای یک جشنواره دینی از لوگویی استفاده شد که از فضا و شخصیت دینی بدور بود. البته باید به یاد اشته باشیم که بستر ما اصفهان است و از آن جهت که این شهر خود مهد خوشنویسی است، استفاده از این خط برای عنوان جشنواره‌ای مانند جشنواره جلوه‌های آب مهمل مناسبی دارد.

موضوع تصویری پوستر جشنوارۀ اول اما یک ماهیت سورئالیستی داشت. برخورد من با تصویر یعنی بزرگنمایی لنزی که به مثابه یک منبع آب یا ظرف در نظر گرفته شده. ظرفی که مظروفش آبشار جاری (بسان شلال گیسوان) به سمت مرکز آن است و آب در آن جمع می‌شود (در اینجا مفهوم سد شکل می‌گیرد) یعنی آبشارهایی که آبهایشان برای ذخیره‌سازی استفاده می‌شود. در اینجا ارتباط همزمانی و هم‌مکانی بین موضوع و محتوا برقرار می‌شود. یعنی بین آب و موضوعیت عکس و فیلم که به صورت لنز در نظر گرفته شده و هر دو را در بر می‌گیرد که به راحتی هم با مردم ارتباط برقرار می‌کند هم از نظر بصری تکراری نبود.در مورد رنگ گرم به‌کار گرفته شده در پس‌زمینه پوستر اولین جشنواره، توجه شما را به مسئله گرم شدن هوا و گرمایی که جهان ما را احاطه میکند معطوف میکنم.

در پوستر دوم اما، برخورد کاملاً متفاوتی با موضوع داشتم. و ارزش یک قطره آب با یک قطعه الماس، هر دو از دل طبیعت به دست می‌آیند و روی هر دو آنها زحمت کشیده می‌شود تا در نهایت به خلوص برسند. هر دو دارای ارزش افزوده هستند با این تفاوت که الماس ماده‌ای کمیاب است و آب فراوان. تا اینجا مساله‌ای نداریم. اما اگر ما با بحران کم‌آبی روبرو شدیم، آیا یک قطره آب برای زنده بودن حیات و بشریت حکم یک الماس کمیاب را پیدا نمی‌کند؟ بنابراین اولین برخورد من با موضوع به چالش کشیدن کمیابی و  بالا رفتن مطلوبیت یک ماده حیاتی به نام آب و فرایند اجرای ایده در قالب یک اجرای خوب بود. پس با با ساده‌سازی فرم الماس که شبیه اشک و قطره الماس است، ساده‌سازی از فرم الماس را آغاز کردم. الماس از نظر شفافیت و کارکرد منشور که طیف نور را تجزیه می‌کند گویی به مثابه نور در فیلمبرداری است از یک سو و طیف فیلم‌های مختلفی که در جشنواره حضور پیدا می‌کنند از سوی دیگر، مفهوم خوبی را برای یک جشواره فیلم تداعی معانی می‌کند. بخصوص وقتی عمد داشتم از کلیشه نخ‌نما شده حلقه فیلم پرهیز کنم. به این معنی که وقتی نور به حلقه فیلم برخورد می‌کند و شعاع نوری بروی پرده می‌تابد همچون الماس رنگ و تصویر را نشان می‌دهد درست مثل قطره آب که به دلیل شکل بلوری‌اش می‌تواند چنین معنایی را ابه ذهن متبادر کند. تلالو نور و طیف‌های مختلف ایجاد شده و البته نمایش آن نوعی برخورد درونی با مقوله فیلم است. با این وصف ترکیب فرم قطره و الماس اولین اتودهای من را شکل داد. از آنجایی که جوهره فیلم و سینما «حرکت» است، سعی ام بر آن بود این حرکت را در تقابل فرمها جستجو کنم. فرم پایین قطره دایره است و فرم بالای قطره مثلت، با استحاله موقعیت و مکان این فرم میتوانست از بالا با فرم نیمدایره در یک فریم شروع شود، قطره در فریم میانه و با فرم مثلث در فریم آخر، حرکت را نشان داد. که نمونه اجرا شده آن در یکی از صفحات فراخوان چاپ شد ولی بعدا بنا به دلایلی از این طرح برای پوستر  منصرف شدم. جستجو در نمونه کارهای قبلی انجام شده تشابه الماس و آب رادر یک پوستر تبلیغی و تجاری آب معدنی دیدم از این رو به طور مشخص از این ایده فاصله گرفتم و تصمیم گرفتم حلقه فیلم را به صورت لایه لایه‌های رنگی روی هم و در گیر با فرم الماس در کلیت قطره اجرا کنم که محصول نهایی پوستر چاپ شدۀ جشنواره است. بر خلاف پوستر جشنواره اول که هم از نظر موضوع، هم تکنیک، فضاسازی متفاوت بود و در آن فضای تنفس وجود داشت، در پوستر دوم قطره آنقدر اغراق شده که تمامی سطح پوستر را پوشانده است. سعی کردم مفهوم درونی تلالو و بازتاب نور و مفهوم عکس و فیلم را در جلوه بصری آن به صورت هم‌پوشانی آنها نشان بدهم. رنگ‌ها رو به سردی دارند و تاریک بودن آن باعث برجسته شدن این قطره و هماهنگی رنگها در یک پالت رنگی و شاید هم کنایه از بحران آب و آینده تاریک آن باشد و در عین حال شاید برخورد با تاریکی که در سالن سینما با آن روبرو می شویم و در آنجا است که بازتاب نور خودش را نشان می‌دهد. همه این‌ها شاید است، ممکن است کسی بگوید من جور دیگری در آن می بینم.

مطمئناً بستگی به برداشت مخاطب دارد.

بله. به عنوان مثال می گوییم منشور هفت رنگ را مجزا می‌کند، در حالیکه در اینجا هفت رنگ را نداریم و من همه آنها را نشان نداده ام. چون نمی توانستم و لزومی هم نداشت که هفت رنگ را استفاده کنم. در حالیکه می‌توان حس و حال بازتاب را از آن درک کرد و مخاطب هم این حس را دریافت می‌کند.

پوستر به گونه ای طراحی شده است که تفکر مخاطب را می‌طلبد.

اگر در ارائه و نشان دادن موضوع و مفهوم موفق بوده باشم باید بگویم بله و اینجا است که مخاطب خاص را می‌طلبد. مخاطب خاص ممکن است به این نکات توجه کند و این را در تعامل با دیگران باید بفهمم. مخاطب عام کلیت قطره و رنگ‌های جذاب آن را می‌بیند. در هر دو پوستر لی‌اوت یک جای مشخص و ثابت دارد تا ارتباط با پوستر قبلی حفظ شود.

 

صفحه بعدی 1 2 3 صفحه قبلی
تعداد بازديد کنندگان:2541